روسیه پس از ۲۰۲۲؛ تحول جنگ اطلاعاتی با هوش مصنوعی و حملات سایبری
به گزارش کارگروه بین الملل خبرگزاری سایبربان، روسیه انتظار داشت دولت اوکراین دچار فروپاشی شود، جامعه این کشور سردرگم شود و دولتهای غربی بر سر واکنش به جنگ دچار اختلاف شوند.
اما مقاومت اوکراین، تداوم فعالیت نهادهای دولتی، ارتباطات مستقیم رهبران این کشور و انتشار گسترده تصاویر و اطلاعات از میدان جنگ، مانع تحقق این هدف شد.
شبکههای اجتماعی، روزنامهنگاران و اطلاعات متنباز نیز توانایی روسیه برای کنترل روایت اولیه جنگ را محدود کردند.
با این حال، شکست در دستیابی به پیروزی سریع اطلاعاتی باعث توقف عملیات روسیه نشد، بلکه الگوی آن را تغییر داد.
مسکو از تلاش برای سلطه سریع بر روایتها به سمت یک مواجهه اطلاعاتی بلندمدت حرکت کرد؛ مدلی که کنترل داخلی، رسانههای دولتی، شبکههای نیابتی، عملیات سایبری و هوش مصنوعی را با یکدیگر ترکیب میکند.
در داخل روسیه، پس از آغاز جنگ، محدودیتهای گستردهای علیه رسانههای مستقل، خبرنگاران و مخالفان روایت رسمی اعمال شد.
دسترسی به برخی پلتفرمهای خارجی محدود و کنترل زیرساختهای دیجیتال افزایش یافت.
هدف تنها جلوگیری از انتشار اطلاعات مخالف نیست، بلکه مدیریت افکار عمومی، کنترل نارضایتی و جلوگیری از شکلگیری مخالفت سازمانیافته است.
روسیه همچنین به دنبال «حاکمیت فناورانه» و توانایی کنترل انتخابی جریان اینترنت است.
در خارج از مرزها، با محدود شدن دسترسی رسانههای دولتی روسیه به بازار اروپا، مسکو استفاده بیشتری از کانالهای منطقهای، شخصیتهای رسانهای، پیامرسانها و شبکههای غیررسمی پیدا کرد.
تلگرام نیز به یکی از ابزارهای مهم انتشار سریع محتوا تبدیل شد.
این ساختار غیرمتمرکز، شناسایی منشأ عملیات را دشوارتر میکند.
هوش مصنوعی نیز به این روند شتاب داده است.
تولید انبوه محتوای بومیسازیشده، ترجمه سریع، ساخت هویتهای جعلی و تصاویر و ویدئوهای مصنوعی، هزینه عملیات نفوذ را کاهش داده است.
همزمان، فعالیتهای اطلاعاتی بیش از گذشته با حملات سایبری پیوند خوردهاند؛ برای مثال، سرقت اطلاعات، انتشار گزینشی اسناد یا حمله به نهادها میتواند زمینه لازم را برای یک عملیات تبلیغاتی فراهم کند.
روسیه پیامهای خود را متناسب با مناطق مختلف تغییر میدهد. در اروپا، موضوعاتی مانند هزینه حمایت از اوکراین، انرژی، مهاجرت و بیاعتمادی به نخبگان سیاسی برجسته میشود؛ در کشورهای جنوب جهانی نیز مسکو بیشتر خود را مخالف سلطه غرب معرفی میکند.
در مقابل، کشورهای غربی بهتدریج جنگ اطلاعاتی را بخشی از یک چالش امنیتی گستردهتر میدانند.
تحریمها و محدودیتهای پلتفرمی ضروریاند، اما کافی نیستند.
افزایش تابآوری اجتماعی، حمایت از رسانههای مستقل، ارتقای سواد رسانهای، شناسایی سریع عملیات هماهنگ و همکاری دولتها، رسانهها و شرکتهای فناوری ضروری است.
در نهایت، جنگ اطلاعاتی روسیه احتمالاً در آینده خودکارتر، محلیتر و هماهنگتر با حملات سایبری و سایر اشکال فشار ترکیبی خواهد شد.
بنابراین مقابله با آن نیازمند سیاستی بلندمدت، هماهنگ و پیشگیرانه است؛ زیرا واکنش پس از فراگیر شدن یک روایت جعلی، معمولاً بسیار دیر خواهد بود.