نگاهی به مستند «عروس لبنان»
مستند «عروس لبنان» به کارگردانی مهدیه سادات محور و تهیهکنندگی احمد شفیعی، روایتی از زندگی شهیده معصومه کرباسی است؛ زنی ایرانی که پس از سالها زندگی در لبنان، در مهرماه ۱۴۰۳ و همزمان با حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، در منطقه جونیه به شهادت رسید.
تصویربرداری «عروس لبنان» در لبنان و شهرهای نبطیه، بیروت و ضاحیه و همچنین در ایران و شهرهای شیراز، قم و تهران انجام شده است. نکته قابل توجه درباره این اثر، انجام روند تولید همزمان با جنگ در لبنان است؛ موضوعی که شرایط متفاوتی را برای ساخت یک مستند درباره زندگی یک خانواده ایرانی در این کشور ایجاد کرده است.
داستان عروس لبنان
«عروس لبنان» برخلاف بسیاری از آثار مستند با موضوع شهادت، روایت خود را صرفاً از نقطه پایان زندگی معصومه کرباسی آغاز نمیکند. فیلم تلاش دارد ابتدا مخاطب را با زندگی او، خانوادهاش و سالهایی که در لبنان سپری کرده آشنا کند.
بخش مهمی از روایت از طریق خاطرات و گفتههای پنج فرزند خانواده، دوستان شهیده، همرزمان همسر او و خانوادههای آنان شکل میگیرد. به این ترتیب، مخاطب با تصویری خانوادگی و انسانی از زندگی معصومه کرباسی مواجه میشود؛ زنی ایرانی که زندگی شخصی او با فضای اجتماعی و سیاسی لبنان گره خورده بود.
روایت در ادامه به روزهای پایانی زندگی این خانواده و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان میرسد؛ جایی که زندگی روزمره یک خانواده در کنار فضای جنگ و ناامنی قرار میگیرد و در نهایت معصومه کرباسی در منطقه جونیه به شهادت میرسد.
وقتی زندگی شخصی به روایت مقاومت تبدیل میشود
یکی از نقاط قابل توجه «عروس لبنان»، انتخاب زاویه روایت است. فیلم به جای اینکه صرفاً یک حادثه را بازسازی کند، تلاش دارد پیش از رسیدن به واقعه شهادت، شخصیت اصلی را برای مخاطب بسازد.
استفاده از خاطرات فرزندان و نزدیکان باعث میشود مخاطب با زندگی روزمره، روابط خانوادگی و شخصیت معصومه کرباسی آشنا شود. همین مسئله میتواند فاصله میان یک «خبر» و یک «روایت مستند» را پر کند؛ چراکه خبر معمولاً روی حادثه تمرکز دارد، اما مستند میتواند زندگی فرد پیش از حادثه را نیز به تصویر بکشد.
از سوی دیگر، انتخاب لبنان به عنوان بخش مهمی از فضای داستان، به فیلم اجازه میدهد زندگی یک خانواده ایرانی را در محیطی نشان دهد که سالها درگیر بحرانهای امنیتی، سیاسی و جنگی بوده است.
سایبر و جنگ روایتها
«عروس لبنان» اگرچه یک مستند کاملا سایبری محسوب نمیشود، اما از منظر سایبرسینما میتوان آن را در چارچوب گستردهتر جنگ روایتها و رسانه بررسی کرد.
همچنین علت ترور را می توان به حرفه و فعالیت این زوج نخبه مرتبط دانست. رشته تحصیلی هر دو مهندسی کامپیوتر بود و در دانشگاه شیراز با هم آشنا شدند و در دانشگاه علم و فناوری بیروت و سپس در دانشگاه تهران تحصیلات را به پایان رساندند. همسر شهیده معصومه کرباسی به نام شهید رضا عباسی از اعضای حزب الله بود و از نخبگان سایبری این گروه به شمار میرفت.
ترور دانشمندان و نخبگان رسم قدیم رژیم خبیث صهیونیستی است.
این نکته بسیار حائز اهمیت است که در جنگهای امروز، میدان نبرد تنها به مناطق درگیری محدود نمیشود. تصاویر، ویدئوها، شبکههای اجتماعی و روایتهایی که از یک حادثه منتشر میشوند، میتوانند برداشت افکار عمومی از یک رویداد را شکل دهند.
در چنین شرایطی، مستندهایی مانند «عروس لبنان» تلاش میکنند یک روایت انسانی از یک حادثه ارائه دهند؛ روایتی که به جای تمرکز صرف بر آمار و اخبار، شخصیتها، خانوادهها، زندگی پشت یک رویداد را در مرکز توجه قرار میدهد.
از این منظر، اهمیت اثر برای مخاطب حوزه فناوری و امنیت تنها به موضوع ترور محدود نمیشود؛ بلکه میتوان آن را نمونهای از پیوند میان سایبر،امنیت، رسانه و جنگ روایتها دانست؛ جایی که ثبت و بازنمایی یک واقعه نیز بخشی از رقابت رسانهای میان طرفهای درگیر محسوب میشود.
روایتی از یک خانواده در دل بحران
«عروس لبنان» قرار است مخاطب را از یک زندگی خانوادگی به دل یک بحران منطقهای ببرد. همین تغییر تدریجی مقیاس، از زندگی شخصی معصومه کرباسی تا فضای جنگ لبنان، مهمترین ظرفیت روایی اثر است.
کارگردان با استفاده از خاطرات اعضای خانواده و نزدیکان، تلاش کرده تصویری انسانی از شخصیت اصلی ارائه دهد و در ادامه، شهادت او را در بستر اتفاقات لبنان قرار دهد. فیلمبرداری در ایران و لبنان نیز به این روایت دوگانه کمک میکند؛ روایتی که از یک سو به زندگی یک خانواده ایرانی میپردازد و از سوی دیگر، سرگذشت آن را به تحولات لبنان پیوند میزند.
در نهایت، «عروس لبنان» را میتوان مستندی درباره زندگی، خانواده و جنگ روایتها دانست؛ اثری که میخواهد یک چهره کمترشناختهشده را از دل یک خبر بیرون بکشد و زندگی او را پیش از تبدیلشدن به یک تیتر خبری روایت کند.