سایبر؛ واژهای مبهم برای جزیرهنشینان
به گزارش واحد بینالملل سایبربان؛ اولین بار در سال 2012 بود که یک بدافزار به نام شمعون، شرکت نفت عربستان سعودی را هدف حمله سایبری قرار داد، حملهای که علاوه بر بروز خسارات مالی سنگین به سعودیها، بیشتر از همه اعتبار و امنیت بزرگترین غول نفتی جهان را زیر سؤال برد.
اما این پایان ماجرا نبود و اواخر سال گذشته میلادی، مجدداً خبر حمله بدافزار شمعون، این بار با مدلی جدیدتر در رسانهها مطرح شد. سعودیها با همکاری متحدان غربی خود، یک جریان رسانهای را علیه ایران به راه انداخته و تلاش گستردهای را به کار بستند تا مسئولیت این ماجرا بر گردن جمهوری اسلامی ایران بیندازند.
عملکرد این بدافزار بهگونهای است که بعد از نصب روی رایانه، اطلاعات موردنیاز را سرقت کرده و بعدازآن، اطلاعات را به نحوی پاک میکند که دیگر قابل بازیابی نباشد. در مرحله نهایی، بدافزار با دستکاری سامانه بوت رایانه، رایانه را به کل از کار میاندازد و به تکهای آهن و سیم تبدیل مینماید.
کارشناسان امنیتی، بدون در نظر گرفتن سایر جوانب و زوایای ماجرا، مدعی هستند ازآنجاکه کدهای استفادهشده در بدافزار جدید شمعون که در حملات سایبری 2016 مورداستفاده قرار گرفت، مشابه کدهایی است که در سال 2012 نیز مورداستفاده قرار گرفته بود، این حمله هم از جانب ایرانیها سازماندهی شده است. این در حالی است که هنوز سعودیها نتوانستهاند حمله سایبری سال 2012 را نیز بهطور کامل بررسی کرده و اتهام خود در مورد ایران را ثابت کنند.
اعلام رسانهای خبر حمله شمعون در سال 2012 و 2016، البته تفاوتهایی را با خود به همراه داشت. در سال 2016، مقامات سعودی از نسبت دادن این حمله بهصورت رسمی به ایران خودداری کردند و این بار، مسئولیت این اتهام زنی مستقیم را، متحدان آمریکایی بر عهده گرفتند.
به ادعای مقامات غربی، حمله شمعون در هر دو نسخه آن، یک ویژگی اساسی دارد که به ادعای آنها، ویژگی مشترک ایرانیها در سازماندهی حملات سایبری است. به اعتقاد آنها، تخریب عمده، عادت هکرهای ایرانی است، درحالیکه هکرهای کشورهایی نظیر چین، از حملات سایبری، سرقت اطلاعات را دنبال میکنند.
یکی از محققین امنیت سایبری دانشگاه هاروارد در رابطه با این اتهام به ایران معتقد است: «رفتار ایرانیها در فضای سایبری، ریشه در سیاست خارجی آنها دارد. ایران، علاقه بسیاری به چیرگی بر رقبای منطقهای خود دارد و رفتار سایبری ایران، دلیلی بر این مطلب است. همچنین یکی دیگر از علل فرهنگ سایبری ایران، تازگی این موضوع در ایران، به نسبت کشورهایی نظیر چین یا روسیه است. این کشورها، در فضای سایبری، بیشتر به دنبال اطلاعات هستند و قدمت این کشورها در فضای سایبری، دلیل این موضوع است»
چرا و به چه علت؟
با بررسی وقایع چند ماه اخیر و بروز تنشهای بین دو کشور ایران و عربستان سعودی، بهراحتی میتوان فهمید که این کشور راهبرد مشخصی در هیچ موضوعی ندارد و از هر تلاشی برای ضربه زدن به ایران در هر زمینهای خودداری نمیکند. این موضوع در زمینه سایبری نیز بسیار مشهود است و استیصال سعودیها در این عرصه، سبب شده است تا سران این کشور، اقدام به نبش قبر واقعهای قدیمی کنند و حملات سایبری به آرامکو را مجدداً پیش بکشند.
عربستان، حتی در آن سال نیز نتوانست آرامکو را به صورت محکمهپسند ثابت کند و تنها با بهرهبرداری از مشتی اتهامات بدون مدرک، این حمله را به گردن ایران انداخت. در حقیقت، پشتیبانی اطلاعاتی و رصد غربیها، حداقل سبب کشف این موضوع در عربستان شد، در غیر این صورت، این حمله همچنان در عربستان، موضوعی مبهم و حتی ناشناخته بود.
درهرحال به نظر میرسد این اتهام زنی سعودیها، جهت و سمت سوی خاصی ندارد و طی ماههای اخیر، هر روز گوشهای از حمله سایبری صورت گرفته که البته خود آن نیز همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد را معرفی میکنند و تلاش میکنند تا موج شمعون 2 را زنده نگهدارند. این تلاش بیپایه و محتوم به شکست، تنها میتواند راهکاری برای باز نگهداشتن دروازه ورود شرکتهای آمریکایی و غربی به بازار فناوری اطلاعات سعودیها باشد و به نظر میرسد هیچ هدف دیگری را دنبال نمیکند.